در اين روستا كه جاي قدمت پيدا بود
نتوانم به خدا از تو سراغي گيرم
حال كه روزگار صنعتي شده است
جاي پاي قدمت هم گم شده است
شايد شما يادتون مياد كه حمام عمومي ديزباد با نفت وگازوئيل وروغن روشن ميشد وچه دودي از آن بلند ميشد. از دور معلوم بود كه حمام روشنه وبه قول معروف شاخ شده
تو ایام ماه مبارک رمضان هم از دو سه ساعت قبل اذان صبح حمام شروع بکار میکرد
ولي حالا با سوخت گاز و خورشيدي ديگه از روشن بودنش واون حس قبلي خبري نيست. البته حالا اهالي تو خونه خودشون چند تا حمام دارن



شاید شما یادتون میاد مسجد قبلی رو که همه مجالس عزاداری و محرم و...تو این جا برگزار میشد.
عکس شهدا و بوی کاه گل ومعماری سنتی و چوب های بکار رفته در این مسجد بسیار جالب بود یادش بخیر
پشت این مسجد برج های قبلی روستا قرارداشت .




شاید شما یادتون میاد وقتی که تو این مسیر بودین باغات دیزباد چشم شما وهر بیننده ای رو خیره میکرد. یادش بخیر سرسبزی وطراوت آن روزها




شاید شما یادتون میاد یا حتی تو این مدرسه هم درس خونده باشید حالا دوره اول ودوم داره با توجه به دستور العمل جدید آموزش وپرورش. یادش بخیر تو مسیر مدرسه گل های اقاقیا و درختان لوبیا که از اونا میکندیم و با همدیگه بازی میکردیم وتا خونه میخندیدم
یاد اولین معلم سال اولمون که اسمش هم اکثرا یادمون هست بخیر. یاد دوستان کلاس اولی که شاید حالا بعضی هاشون در بین ما نیستند بخیر


شاید شما یادتون میاد - یادش بخیر - این سالن، بازی فوتسال و والیبال بود. تو تعطیلات سه ماه تابستان- و تو ایام دهه فجر مکانی برای اجرای نمایش ومراسم دهه فجر مدارس



شاید شما یادتون میاد که چه درختان کاج تنومند وسرسبزی دیزباد داشت ولی اکنون تعدادشون داره یواش یواش کم میشه - چند روز پیش دیدم دارن آبیاریشون میکنند.


حالا هم چند تا از اون درختان تنومند کاج افتادند روی زمین شاید موقعی من مدرسه میرفتم چند بار دستم وچشمانم آنها را لمس ودیده باشند موقعی که سر سبز وزیبا بودند.

شاید شما یادتون باشه موقعی که دیزباد گاز نبود و همه مجبور بودند برای گرفتن کپسول بیاند تو این قسمت روستا برای گرفتن کپسول- چقدر بعضی موقع ها شلوغ بود.یادی هم از مسئول توزیع حاج آقای سالاری عزیز

اینم درست کردن وپخت حلیم بوسیله گاز- شاید شما یادتون باشه قبلنا با کنده وچوب آتیش زیر حلیم رو روشن میکردند ومزه حلیم ها هم خوشمزه تر بود. و بعضیا هم شاید یادشون باشه برای درست کردن حلیم تا صبح برای هم زدن میرفتن پای دیگ و چشمانشون به غیر خواب آلودگی از شدت دود آتیش میسوخت وآب میومد. یادش بخیر مدبخ

یادش بخیر یادتون آمد کجاست.
بله تلخ یا همون ترخ دیزباد به قول اهالی
هر موقع تو ایام میومدیم پر بود گودال ترخ از آب و در قدیم هم محل عبور آب کاریز بوده
حالا پر شده وتبدیل شده به پارک ویک میدان با المانی از یک دلفین
