دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ - 13:12 - خودم -
سر دوراهی می شينم خودمو تنها می بينم
دونه دونه اشکای حسرت که از دیده ميره می شمرم
هنوزم چشم تو برای من جام شرابه
هنوزم هستی من قصه ی رنج و عذابه
همه شب تا سحر جا در دل ميخونه دارم
پریشون قصه ای رو با دل دیوونه دارم
غم دل می بره هر لحظه تا مرز جنونم
می رم جایی که شاید گم بشه نام و نشونم
یه روزی اومدم دنبال تو منزل به منزل
یه روز افتاده بودم دربه در دنبال این دل
چه سودی بردم از عشق تو ای ناخونده مهمون
جز آنکه تا ابد هموار شوم از کرده پشيمون
نمی تونم که دل بردارم از چشم سياهت
ندارم طاقت موندن چنان خواری به راهت

