پرونده گذشته اش سبك است
زني كه در دهه سوم زندگي اش است، احتمالاً تجربه يك ازدواج شكست خورده و رها شدن با يك فرزند را ندارد. چنين زني آنقدر در شكست هاي عاطفي غرق نشده كه طراوتش را از دست بدهد و بخواهد معادله زندگي را با دو دو تا چهار تا كردن حل كند. اين زن كه به دليل كم بودن تجربيات عاشقانه اش، از خاطره يك رابطه از دست رفته رنج نمي كشد، خيلي راحت تر مي تواند اعتماد كند و با ذهن پاك تري مي تواند وارد يك جريان عاشقانه، آن هم با مردي كه چند دهه از خودش بزرگتر است، شود.
تحمل خستگي اش را ندارم
كمتر مردي است كه در ۷۰ سالگي، دوست داشته باشد با يك زن ۶۰ ساله ازدواج كند. مردها دوست دارند همسر جوان تري انتخاب كنند تا نه تنها كمكي برايشان در روزهاي خستگي و بيماري باشد، بلكه با شور و شوق جواني اش، حال و هواي آنها را بهتر كند. تنها تعداد كمي از مردها هستند كه با گرفتن يك تصميم كاملاً عقلاني، اين واقعيت را مي پذيرند كه با وجود چند دهه اختلاف سني، آينده خوشي در انتظار زندگي مشترك شان نخواهد بود.
سخت نمي گيرد
دختران جواني كه هنوز سرد و گرم زندگي مشترك را نچشيده اند و با چالش هاي چنين ارتباطي روبرو نشده اند، به همسر آينده شان نگاهي ديگر دارند. آنها گمان مي كنند كه عشق همه چيز است و با سختگيري در مورد برخي موضوعات جدي زندگي، برخلاف زنان بزرگتر رابطه را به چالش نمي كشند. بسياري از آنها دوست دارند عاشق باشند و خوش بگذرانند و اگر مردي بتواند اين حس عاطفي و هيجاني را در آنها زنده نگه دارد، تا چند سالي به دليل كاستي هايي كه دارد او را سرزنش نمي كنند.
من جوان ترين مرد روي زمينم
مردها با عبور از ميانسالي به دنبال راهي تازه براي برگرداندن اعتماد به نفس شان مي گردند و انتخاب يك همسر جوان، يكي از اين راه هاست. آنها احساس مي كنند با جذب يك همسر جوان، ديگران به شكلي ديگر به آنها نگاه مي كنند. انگار با اين انتخاب آنها سال ها جوان تر شده اند و با برد در چنين مسابقه اي به همه ثابت كرده اند كه دود از كنده بلند مي شود.
چاره اي ندارم
وقتي يك مرد تنها و بدون شريك پا به دهه هفتم يا هشتم زندگي اش مي گذارد، انتخاب برايش كمي سخت تر مي شود. پيدا كردن همسري كه هنوز براي شروع يك زندگي تازه طراوت داشته باشد و از نظر سني به او نزديك باشد، آسان نيست. انگار انتخاب هاي اين مردها آنقدر محدود است كه چاره ديگري جز يافتن همسري با چند دهه اختلاف سني برايشان باقي نمي ماند.